http://turningblue.blogfa.com

175 | sign of the time

شنبه هفتم شهریور ۱۴۰۵ 23:42 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

تو دلت برای اون مکان تنگ نمیشه؛ دلت واسه اون زمانی که توو اون مکان بودی تنگ میشه. دلت واسه آدما تنگ نمیشه واسه اون احساسی که حین ارتباط با اون آدما داشتی تنگ میشه. دلت واسه کارتونی که وقتی 8 سالت بود نگاه میکردی و دوسش داشتی تنگ نمیشه واسه 8 سالگیت تنگ میشه. دلت واسه شغلی که داشتی و رهاش کردی تنگ نمیشه واسه خوشحالی ای تنگ میشه که صرف خریدن چیزایی شد که با اون حقوق اون شغل به دستشون آوردی . دلت واسه زمان تنگ میشه، واسه احساساتت، واسه چیزی که دیگه هیچوقت هیچوقت تکرار نمیشه و بدتر از همه اینه که هیچوقت توو اون لحظه نمیدونی دلت قراره براش تنگ بشه!

پ ن : و شب بخیر به تویی که ساده بودی و بهت سخت گرفته شد :)

tags: #Negative

171 | 🌧

شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵ 0:15 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

تقصیر تو نیست

تقصیر منم نیست

تقصیر آفرینشه !

تقصیر اون روزیه که قرار شد انسان باشیم.

تقصیر خداست که بار مصیبت های دنیا رو روی دوش ما گذاشت.

رو دوش مایی که طاقتشو نداشتیم!

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم

•حافظ

tags: #Negative

170 | every single unexpected days

جمعه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۵ 0:21 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

نه بچه ها هیچکدوم از ما قرار نیست به چیزهایی که توو قلبمون هستن برسیم من به این موضوع ایمان دارم چون امروز دیدم که اون یه نفر هیچوقت به چیزی که میخواست نرسید و برای همیشه قلبش و آرزوی داخل اون قلب رو به زیر خاک برد.

اینکه میگن اگه قرار نبود به اون چیز برسیم هیچوقت فکرش به سرمون نمی افتاد دروغ محضه. هیچوقت به جذب، کائنات، ویژن بورد و این خزعبلات باور نداشته باشین فقط مثل یه تخته پارهٔ کوچیک خودتونو به امواج این جریان ناخوشایند بسپارین و منتظر سورپرایز ناامید کنندهٔ بعدیش باشین...

tags: #Negative

165 | 🌧

جمعه شانزدهم مرداد ۱۴۰۵ 15:29 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

تهران ابریه ولی از این ابر کسی انتظار بارون نداره.

مث قراری که خیلی خوب پیش میره ولی انتظار نداری چتر نجاتی با خودش بیاره.

می‌دونی نهایتا فقط یه وقفه‌ی کوتاه خوشاینده در سقوطی ممتد.

#حمید_سلیمی

tags: #Negative

164 | 🐦‍⬛

جمعه شانزدهم مرداد ۱۴۰۵ 13:30 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

به قول آقای نظری :

از مضحـکهٔ دشمن تا سرزنش دوست

تاوان تورا میدهم اما به چه قیمت؟

tags: #Negative

153 | 🪶

جمعه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۵ 10:54 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

کنجد نازنینم از روی شونه مامان پر کشید و خونه رو ترک کرد!

پسر کوچولوی ما یعنی دوباره برمیگردی؟

tags: #Negative

144 | 😷

سه شنبه چهارم آذر ۱۴۰۴ 14:58 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

تا حالا توو عمرم انقد زیاد سرما نخورده بودم :(

دیگه ایندفعه فک کنم سرما منو خورده !

tags: #Negative

136 | ❤

سه شنبه ششم آبان ۱۴۰۴ 9:49 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

اون قسمت از وجودم که از بقیه تقاضای همراهی و کمک میکرد از بین رفته!

حاضرم 10 برابر سختی بکشم ولی به هیچکس نگم میشه کمکم کنی؟

حاضرم همه جا تنهایی برم ولی از کسی درخواست نکنم که باهام بیاد!

قلبم دیگه طاقت اینو که نه بشنوه و پس زده بشه و زیر پا بمونه رو نداره :`)

پس تنهایی ادامه میده، سکوت میکنه و دیگه شکسته نمیشه!

tags: #Negative

132 | relationship

شنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۴ 0:17 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

اگه روابط انسانی اینجوری ان که تا همیشه باید مجبور باشم role بازی کنم، سیاست داشته باشم، محافظ کار باشم، حواسم باشه چیکار کنم، چی بگم، چی بشنوم، با هرکسی مثل خودش باشم، ناراحتیمو مخفی کنم که قوی به نظر برسم، تظاهر کنم هیچ اتفاقی نیفتاده و عادی رفتار کنم، حس واقعیمو مخفی کنم و جوری باشم که نیستم ترجیح میدم تنها بمونم چون دیگه واقعا برای همهٔ این کثافت کاریا خستم...

tags: #Negative

131 | ❤️‍🩹

چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۴ 2:18 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

قلب کوچک من کمتر غمگین باش!

برای گریه های بی صدا ضعیفی!

برای شنیدن بسیاری چیزها کم طاقتی !

برای فهمیدن حقایق ترسویی!

برای به پای طلب عشق افتادن مغروری!

برای پذیرش تغییرات مجبوری!

و با این حال پررویی. . .

tags: #Negative

121 | Amy

یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۴ 14:10 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

امروز تولد امی واینهاوسه

حس میکنم یه بخشی از این زن داره توو وجودم زندگی میکنه که حتی نمیدونم چجوری توصیفش کنم

امی عزیزم من میدونم کنار گذاشته شدن چه حسی داره با اینکه هیچوقت شبیه تو نبودم

من هم مثل تو خط چشم های ناشیانه میکشیدم ولی هیچوقت شبیه تو نبودم

شاید یه روز منم مثل تو در روزی از روزهای جولای بمیرم

شاید از اووردوز با قرص های ضد افسردگی

شاید از اورتینکینگ با این تصور که اشکالی نداره اگه نشد،

! ولی کاش هیچوقت امیدِ شدنش منو از پا در نمیاورد

تولدت مبارک امی

تولدت مبارک :')

✨Some unholy war ✨

tags: #Negative

115 |   you made me hate this city

شنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۴ 17:53 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

من دوست نداشتم؟

tags: #Negative
...Read More

114 | ❤️‍🩹

شنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۴ 17:39 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

از یه جایی به بعد از بحث کردن، غر زدن، شکایت کردن، دعوا کردن، توجه کردن، تلاش کردن، حل کردن، ثابت کردن، توضیح دادن، حق دادن، راه دادن، عصبی شدن، ناراحت شدن، عشق دادن دست میکشی؛

نه به خاطر اینکه دیگه اهمیت نداره، به خاطر اینکه فایده ای نداره :`)

tags: #Negative

108 |

دوشنبه نهم تیر ۱۴۰۴ 10:3 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

کاش میفهمیدی که رفتارام، بهونه گرفتن واسه دعوا راه انداختن نیست، التماس توجه و سرد نبودن توعه!

tags: #Negative

106

یکشنبه هشتم تیر ۱۴۰۴ 10:57 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

انقد دلم واسه سالای آخر دهه نود تنگ شده!

انگار واقعا قرن که عوض شد، آدما عوض شدن، خوشیا عوض شدن، معیارای خوب و بد عوض شدن، چیشد واقعا؟

tags: #Negative

104 |

پنجشنبه پنجم تیر ۱۴۰۴ 20:44 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

اونموقعی ک نیاز داشتم حرفامو توو بلاگفا ثبت کنم و آذوم شم غیر فعال بود الانم برو گمشو همونجایی ک بودی عوضی باگدار 😑

tags: #Negative

101 |

چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۴ 15:4 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

به این فک کردم که یه ماه بعد این موقع من اینجا نیستم و دلم گرفت :`(

tags: #Negative

100 |

چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۴ 9:56 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

اگه همون چیزی که وقتای خاصی توو شکمت وول میخوره و قلبتو فشار میده اذیتت میکنه بیا باهم دوست بشیم... 🦋

tags: #Negative

89 |💔

پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۴ 18:7 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

من خیلی جاها که اشتباه از من بوده حتی غرورمو نتونستم کنار بذارم و یه معذرت خواهی ساده بکنم؛ ولی خیلی جاها چه مقصر بودم چه نبودم هزار بار تقاضای بخشش کردم، عذرخواهی کردم، منت کشی کردم، سعی کردم جوو عوض کنم، صمیمی کنم، سعی کردم کدورتی که بوده رو یادآوری نکنم حتی اگه اسمش عادی سازی باشه، ولی هیچکس نفهمید من واقعا چه دردایی توو قلبم دارم و کسی ام که فهمید دردای قلبمو بیشتر کرد. نتونستم از چیزایی که اذیتم میکنن حتی به کسایی که خیلی روشون حساب میکردم چیزی بگم، وقتی ام که گفتم پشیمون شدم !

امروز روز قشنگی برای مردن بود!

ابری، طوفانی، دل انگیز، غم انگیز !

ولی نشد :`)

پ ن : ازت متنفرم خرداد؛ هرسال بیشتر از پارسال...

tags: #Negative

88 |

چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۴ 11:56 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

𝗧𝗵𝗮𝘁'𝘀 𝗻𝗼𝘁 𝘆𝗼𝘂 𝗴𝗶𝗿𝗹

𝗜𝘁'𝘀 𝗷𝘂𝘀𝘁 𝗮 𝗻𝗶𝗴𝗵𝘁𝗺𝗮𝗿𝗲

𝗪𝗮𝗸𝗲 𝘂𝗽

tags: #Negative

87 |

سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ 19:46 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

نمیدونم چرا بعضی وقتا انقد این حس تک افتادنو دارم؛

اینجوری که انگار همه توو یه تیمن و من جدام!

همه باهم جون جونی ان من دشمن خونیشونم!

واقعا چرا اینجوری میشم حتی نسبت به نزدیکترین آدمای دورم؟؟!!!

tags: #Negative

86 |

دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ 16:54 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

کوچیکترین چیزا اذیتم میکنن!

برا شمام اینجوریه یا من فقط پرسونالیتی fucked up ای دارم!؟ 😐

tags: #Negative

85 | ❤️‍🩹

دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۴ 16:51 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

واقعا فکرشو نمیکردم دنیای آدم بزرگا انقد سخت، مزخرف و بی رحم باشه...

tags: #Negative

77 | 🥲

پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۴ 20:3 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

? Sometimes how could we explain our deep glooms

tags: #Negative

73 | ...

شنبه دوم فروردین ۱۴۰۴ 23:44 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

کاش زندگی هنوز خوشگلیاشو داشتش...

tags: #Negative

67 | 1403

چهارشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۳ 20:49 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

الان باور کنم توام داری تموم میشی 1403 ؟

آخه چرا انقد زود گذشتی؟

من هنوز گیر کردم توو فروردینت!

کاش یچیزی میتونست گذر زمانو آروم تر کنه!

انگار هیچی نمیفهمم از زندگی؛

tags: #Negative

59 | 💔

شنبه ششم بهمن ۱۴۰۳ 17:48 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

اینکه یه عزیزو از دست بدی یه درده،

اینکه 4 تا عزیزو از دست بدی هزارتا درد...

#زهرا #مرجان #الهه #فاطمه

tags: #Negative

58 | 🕸

پنجشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۳ 14:47 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

دقیقا همون موقع که به خداحافظی از آدما نزدیک تر میشی یجوری گند میزنن به تصویر ذهنی ای که ازشون داشتی که یه ذره ام جا واسه دلتنگ شدن نمیذارن!

tags: #Negative

57 | 🥲

یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ 18:23 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

شدیدا مبتلا به بیماریِ وای این لحظه قراره تموم شه و تبدیل به خاطره شه پس من باید ناراحت باشم و غصه بخورم هستم!

tags: #Negative

47 | bittles or matt hige

سه شنبه بیستم آذر ۱۴۰۳ 17:49 ~ 𝑅𝑜𝑠𝑒 ~

نمیتونم قبول کنم که فقط بعضی چیزا از بعضی آدما شاهکار محسوب میشن.

قرار نیست وقتی از یکی از آهنگای یه گروه موسیقی خوشت اومد از بقیه ام خوشت بیاد! برای من مثال بارزش بیتلزه! وقتی آهنگ Girlو شنیدم و خیلی ازش خوشم اومد سعی کردم باز آهنگ دیگه ای از بیتلز پیدا کنم، تا روش قفلی بزنم ولی از همون چندتایی که با سرچ کردن سعی کردم پیداشون کنم خوشم نیومد!

با مثلا کت هیگ، نویسنده کتاب کتابخانه نیمه شب؛

بعد خوندن این کتابش با خودم گفتم : هی این نویسنده واقعا آثارش شاهکارن! باید یکی دیگه از کتاباشو بخونم!

ولی بعد حتی یه تورق یادداشت هایی از سیاره مشوش و حتی اون یکی کتابش که راجع ب نمیدونم چی چی زندگی کردن بود فهمیدم تنها چیزی که واسش قوت محسوب میشه همون کتابخانه نیمه شبه!

لااقل برای من!

یا اصلا خیلی آدما !

بعد اینکه یه جایی توو یه مهمونی دیدمشون و باهاشون اون شب خیلی خوش گذشت، توو دیدارای بعدی فک میکردم همچنان واسم آدمای جالبی باشن که کنارشون خوش میگذره ولی اینطور نبود!

دوستای قدیمی که یه روزایی پشتم بودن و خوشحالم میکردن، حوصله سر برن؛

غذاهایی که هوسشون میکردم تا مامان برام بپزه خوشمزه نیستن؛

کتابایی که واسه خریدشون پول پس انداز میکردم بی محتوا شدن؛

آهنگایی که با شنیدنشون مورمور میشدم و دلم میخواست بارها و بارها بهشون گوش بدم خسته م میکنن؛

فیلمایی که امتیازای بالایی گرفتن و کلی نت صرف دانلود کردنشون کردم نه تنها سر و ته ندارن، همشونم شبیه همن؛

حتی خوابیدن که بهم انرژی میداد و خستگیمو در میکرد کسلم میکنه؛

چجوری این متنو تموم کنم؟

حتی حوصله‌ی فکر کردن نوشتن یه جملهٔ پایانی رم ندارم!

tags: #Negative
𝓶𝓸𝓃 𝒶𝓂𝒾 𝓁𝒶 𝓻𝓸𝓼𝓮

𝓶𝓸𝓃 𝒶𝓂𝒾 𝓁𝒶 𝓻𝓸𝓼𝓮









In my experience
people whose
names start with
A B
C D
E F
G H
I J
K L
M N
O P
Q R
S T
U V
W X
Y Z
can't be trusted
.
.
.
قالب طراحی شده توسط : استلا ★ Stella